
دل که تنگ نمیشود جانا !! دل میترکد از درد نداشته هایش.
سینه دیگر تنگ میشود برای بودنش .برای تپشهای نا آرامَش. نبض دارد ،اما هوای نفس کشیدنش سنگین میشود.
وقتی هوس دیداری کند هوای پرواز به سرش میزند.
میخواهد بشکافد این قفس را .
بال بال میزند برای پریدن در آسمانش.
بی تاب میشود .بی تاب نگاهی ،صدایی.
بی تاب بودنهایی ،دستهایی .
اگر محلش ندهی بغض میکند .
ضجه میزند .
آه میکشد .
باران میشود می بارد . سیل میشود خراب میکند روزگارت را .
طوفان میشود به یغما میبرد دار و ندار و عمر آزگارت را.
آنقدر بهانه ی او را میگیرد .
زار میزند که تو را هم میکند آشفته ی نبودنهایش .
بعد هردو مینشینید کنار پنجره .خیره میشوید به ماه.
دل از او میگوید و روی چو ماهش . ابر بهارانی میشوی و میباری به یادش .
دل گرمای حضور او را میطلبد .تو برایش داستان هزارو یک شب میبافی و تکرار میکنی قول آمدنهایش را هر شب .
به امید روزهایی با بودن او چشمانتان سنگین بار خیالهایتان میشود تا بامدادی دیگر.
وای اگر صبح تان بخیر نشود با وجود کسی که باید باشد و نباشد .
دمار در می آورد ناخوشی های این دل بی تاب .
( میشود برگردی؟؟ نگذاری من پیش دلم بد قول شوم.
بهانه هایش جانم را به لب میرساند آخر .)
نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر ۱۳۹۶ساعت 23:51 توسط نداغفارزاده (هدیه)|
دوستت دارم های من ......ما را در سایت دوستت دارم های من ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 163