
یوسف گمگشته بازآ هرنفس با سوزو آه ست
چاه را لایق نباشد بر جمالت چون که ماه ست
نغمه سر کن تا بپیچد صوت داوودی ز محراب
مست آوایی شوم شوریده بی می ، باده ای ناب
من سماعت را بدیدم با قلم تا اوج افلاک
عشق را نقشی کشیدی خارج از اندیشه ، ادراک
هر بلندی را نباشد طاقتی بر وزن عنقای
بال بگشا مرغ قدسی شرح توست آیات لوقای
با عصا بر دل بزن امواج دریایش ز خون ست
یا بٍـدم بر من که مریم بی قراری در جنون ست
آتشی بر جان و دل افتاده ویران کرده ما را
میشود با معجزت روشن ، قمر، خورشید و تارا
وصف چشمت آسمانی از غزل ، بارانٍ شعرست
یک نظر بر ما فکن مصری شویم آباد و سرمست
#هدیه
۹۶/۵/۲۹
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۶ساعت 1:26 توسط نداغفارزاده (هدیه)|
دوستت دارم های من ......ما را در سایت دوستت دارم های من ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 156