که اگر بگذرد از من نفسی تاب نیارم

سلام ، ای نفس های این بریده ، نفس
سلام ، ای بالهای پرواز پرنده ، در قفس
سلام ، ای یگانه ، عزیزترین ، عزیز من ، منی تنها و بی کس .
زمستان است و آغاز فصل سرد
زمستان است و زنی در آغوش حسرت ، پوشیده تن پوش درد
زمستان است و آتش عشق ، که می سوزد و می سوزاند .
کجایی که اینچنین بی تاب توام ؟!
حرفها ماسیده در دهانم
کجایی که بغض ، مانده در گلویم و اشک خشکیده در چشمانم.
چه بی خیالانه پرسه میزنی در کریدورهای مغزم
و چه بی رحمانه می نشانی غصه را در قلبم
کجایی که اینچنین دلتنگم؟!
کی جان می بخشی تنی را که جان داده است به یادت ؟
کی گلستان می شود این آتش به حرمت حضورت ؟
کی نازل می شود آیه های دل انگیز گوش نوازت ؟
کی آسمان می بارد به شوق رهایی از غم دوری ات ؟
بی عصا بیا
دلم می خواهد غرق در اقیانوس آغوش تو شوم
دلم می خواهد محو در بهشت چشمان تو جادو شوم .
ای اولوالعزم ترین پیامبر ایمانم
بیا ای همه ی باورم ...
پ.ن
از فکر تو که سر می روم
پر میشود جهانم
از عطر تو
#هدیه
۹۵/۱۰/۱
نوشته شده در دوشنبه چهارم دی ۱۳۹۶ساعت 16:3 توسط نداغفارزاده (هدیه)|
دوستت دارم های من ......ما را در سایت دوستت دارم های من ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 137