************
بی نیازم از همه ، محتاج با تو بودنـم
کودکی در حجمِ آغوشِ ز مادر بهتـرم
زخم ها را یک نگاهُ بوسه ات درمان کند
ساده با لبخند نابت آسمان ها می روم
دست در دستان من تا میگذاری دلسِتان
می شوم مسرورُ سرخوش می پَرم از جویِ غم
نوش داروییُ نوشم باده از نوشین لبی
شُکرِ ساقی گر دهد شکَّر وَ یا پیمانه سم
سرنوشتم را نوشتی ، زندگانی دست تو
ترسِ از زمان آینده ندارم ، مالکی بر جامِ جم
من همان حوّای طردم از حریمت منتهـا
پای عشقِ صادقت آدم تر از هر آدمم
پ.ن
سینه ام لبریز شد از عشق بی اتمام تو
چهره بنما دلبرا تا جان کنم قربان تو
#هدیه
۹۸/۷/۱۰
تمام لحظه های تان لبریز از نگاه خدا حتی ما بین ثانیه ها ...
برچسب:
نویسنده: کامیار محمدپور